ذبيح الله صفا
453
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بود ، همت گماشت و او را در حجر تربيت و ارشاد گرفت و براى آنكه در علوم شرعى و ادبى كامل شود به مسافرت و تحصيل در حلب و دمشق برانگيخت . مولوى در حلب در خدمت كمال الدين ابن العديم ( م 660 ه ) فقيه بزرگ حنفى ، و در دمشق بادامهء تحصيل در فقه حنفى از روى هدايهء مرغينانى « 1 » پرداخت و گويا در همين شهر بفيض صحبت محيى الدين ابن العربى نيز نائل گشت و بعد از اتمام اين سفر كه از حدود 630 تا 637 طول كشيده بود بقونيه بازگشت و بدستور سيّد برهان الدين مدتى برياضت ادامه داد تا چون از بوتهء امتحان او مانند زر ناب صافى و بىغشّ برآمد دستور تعليم و ارشاد يافت . بدين ترتيب معلوم مىشود كه مولوى تحصيلات ظاهر و تربيت باطن را خلاف بسيارى از مشايخ عهد بكمال در خود جمع كرده بود ، و نيز مسلّم مىگردد كه نسبت تعليمش بوسيلهء سيّد برهان الدين محقّق بسلطان العلما و ازو بمشايخ كبراويه مىرسد ، و همچنين از روايات مختلف چنين برمىآيد كه اين آشنايى با تصوّف هنوز مايهء آن نشده بود كه مولانا مجلس درس خود را كه بجانشينى پدر داشت ، و مىگويند چهارصد طالب علم در آن حاضر مىشدند « 2 » ، رها كند . جا مىگويد « 3 » كه « مولانا مدّت نه سال تمام در خدمت و ملازمت وى [ يعنى برهان الدين ] نيازمندى نمود و تربيتها يافت » و اگر چنين باشد دوران سلوك مولانا در خدمت برهان الدين ، كه ضمنا توأم با حفظ و ادارهء حوزهء تدريس نيز بوده ، تا سال 638 ادامه يافت و درين هنگام مولوى سى و چهار ساله بود . وفات سيّد برهان الدين محقّق ترمدى در همين سال 638 در قيصريه اتّفاق افتاد و مولوى تا پنج سال ديگر يعنى تا سال 642 كه سال ملاقات او با شمس تبريزيست بتدريس
--> ( 1 ) - دربارهء مرغينانى و آثار او رجوع شود به همين كتاب ج 2 چاپ اول ص 263 ( 2 ) - طرائق الحقائق ج 2 ص 140 ؛ و نيز رجوع شود به تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى ( 3 ) - نفحات الانس چاپ تهران 459